عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

992

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

مىروند و مردم را بيدار مىنمايند و از تعديات دولت و اتابيك نقل مىنمايند . علاء الدوله هم ، پس از آن‌كه به فارس رسيد ، مردم ازدحام كرده كه از اين درى كه آمده‌اى يمن ندارد ، برويد از ديگرى بياييد . چون بيرون مىرود ابواب را مسدود مىنمايند و پناه به قونسول انگليس مىبرند و به او پيغام مىدهند كه ما ماليات خود را مىدهيم به شرطى كه داخل شهر نشوى و اگر مقصرى را مىخواهى به اطلاع قونسولگرى طلب كن . الآن علاء الدوله از جانب دولت انگليس است . بعضى ولايات ديگر را مىگويند كه آنها نيز در پناه روس و انگليس رفته‌اند . مهمانى عيد شاه را هم كه بايد صدر اعظم وقت بگيرد ، شاه به نايب السلطنه گفت كه در عهد شاه مرحوم تو مىگرفتى ، حالا هم بگير . بعد موقوف شد و مشير الدوله در رستم آباد منزل ييلاقى خود خواهد گرفت . [ مشير الدوله محض گرفتارى ، مهمانى را گردن نايب السلطنه گذاشت ] . « 1 » سبب رفتن مردم را به سفارت مىگويند اين شد كه دو نفر تاجر معتبر را اتابيك گرفت كه شما چرا مخارج علما را در حضرت عبد العظيم ( ع ) مىداديد . ساير تجار كه خبر شدند به سفارت روس رفته كه پول و جنسى كه تو به تجّار و بزاز ايران داده‌اى ضامن اين دو تاجر مىباشند . آنها را دولت گرفته پول تو مىسوزد . سفارت روس به اتابيك مىنويسد كه من هفده كرور و به روايتى بيست و پنج كرور از تجّار مىخواهم . اگر مويى از آنها كم بشود از دولت مىگيرم . ناچار آنها را رها ساخته آنها هم به تلافى مردم را تحريك كرده ابتدا از سفارت عثمانى استمزاج كردند كه ما اگر به شما پناه بياوريم همراهى مىنماييد . آنها ايشان را جواب داده‌اند . چند نفر تجار ابتدا به قلهك « 2 » به سفارت انگليس رفتند و استمزاج از ايشان نمودند . آنها گفتند دير كرديد و همه نوع همراهى با شما خواهيم نمود . دولت عثمانى هم محض اين‌كه سفيرش مردم را قبول نكرده [ وى را ] از سفارت معزول ساخت . روز دهم ازدحام مردم در سفارت زياد شد . عدد چادر به يكصد و دو رسيد . اين مردم

--> ( 1 ) . مطالب بين دو قلاب در حاشيهء نسخهء متن آمده . ( 2 ) . متن : زرگنده